محمد تقي جعفري

156

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

اسلام ختم مىگردد ، زيرا قرآن اصول كامل دين ابراهيم را بيان مىكند و همهء اديان منسوب به ابراهيم را دعوت به تطبيق اسلام بر آن دين مىنمايد . بنا بر اين ، پس از رسالت پيامبر اسلام موردى براى رسالت ديگر نمىماند . معناى رسالت پيامبر اسلام آن نيست كه مقدارى تكاليف تعبدى و قوانين مختص دوران و جوامع خود را مطرح كرده و آيندهء تاريخ را به عهدهء پيامبران ديگر ، يا عقل نظرى محض بشرى واگذار نموده است . اصلا در مكتب اسلام عقل را در برابر دين قرار دادن به هيچ وجه صحيح نيست ، زيرا آيات قرآنى و منابع حديثى همواره دستور به پيروى از عقل و تبعيت از احكام آن را توصيه و بلكه دستور اكيد به بهره بردارى از روشنگريهاى عقل مىنمايد . اگر دين اسلام قابل توضيح با احكام عقلى نبود ، چگونه امكان داشت قرآن و ديگر منابع اسلامى عقل را مورد توصيه و دستور اكيد قرار بدهد تا جائى كه آن را حجت خداوندى بر بندگانش معرفى نمايد . اسلام تنها عقل آن دوران را تعظيم و واجب الاتباع معرفى نمىكند ، بلكه همهء انسانهاى همهء دورانها را تحريك به تبعيت از عقل مىنمايد . نهايت امر دو مسئلهء بسيار مهم در اين مورد وجود دارد كه نبايد ناديده گرفته شوند : مسئله يكم - مقصود از عقل فعاليتهاى انديشه اى در قلمرو سودجوئى و خود خواهى و بازى با اصطلاحات و پندارهاى مخلوط با خواسته‌هاى پست حيوانى نيست ، بلكه منظور آن عقل سليم است كه در پرتو اصول و قوانين سازندهء انسانى و بر مبناى انسان محورى هدفدار فعاليت مىنمايد . هيچيك از اصول و تكاليف اسلام با چنين فعاليت عقلانى مخالفتى ندارند . مسئلهء دوم - گسترش فعاليتهاى عقلانى بشرى معنايش آن نيست كه روزى فرا خواهد رسيد كه عقول انسانى چنان دگرگون خواهد گشت كه 2 2 با همين محتوائى كه دارد مساوى 503 - 100001 خواهد گشت و معنايش اين نيست كه روزى فرا خواهد رسيد كه عقول آدميان معلولها را بدون علت